www.elecom4u.ir
متاورس در سادهترین تعریف، دنیایی مجازی موازی با دنیای فیزیکی و واقعی است. اصلا نیازی نیست به چیزی پیچیده فکر کنید. فقط تصور کنید که مثلا در بازیهای سه بعدی حضور دارید و به جای اینکه از دکمه برای دست زدن و ضربه زدن به چیزی استفاده کنید، دست خودتان را به آن میزنید.

فعلا در فضای سه بعدی فقط حسهای بینایی و شنوایی درگیر هستند ولی ممکن است سایر حسها هم درگیر شوند. مثلا لامسه و بویایی. اینجا است که همه چیز خیلی هیجانانگیزتر میشود.
متیو بال در نام بردن ویژگیهای این جهان، صحبت خود را با تداوم متاورس آغاز میکند:
این جهان هرگز “تنظیم مجدد” یا “مکث” یا “پایان” ندارد؛ فقط به طور نامحدود ادامه پیدا میکند. و با “طیف فوقالعاده گستردهای از مشارکتکنندگان” به پایان میرسد.
یعنی ایده متاورس چیزی فراتر از ایجاد صفحات استاتیک دو بعدی یا سه بعدی است. این دنیای دیجیتال میتواند به عنوان یک بازی ویدیویی، یک فضای اجتماعی یا حتی یک فروشگاه ساخته شود. میتوانید یک مهمانی مجازی را در آن میزبانی کنید، کالاهای مختلف را بخرید و بفروشید، با دیگران ملاقات کنید، کار کنید یا فقط تعامل اجتماعی داشته باشید.
انتخاب این موارد به هدف و خلاقیت شما بستگی دارد. به همین دلیل است که بازاریابی در متاورس یک پتانسیل عظیم برای برندها است. چون امکانات بی شماری در آن وجود دارد.
برای اینکه درک بهتری از این فضا داشته باشید، باید حداقل یک بار تکنولوژیهای واقعیت مجازی (AR) و واقعیت افزوده (AR) را تجربه کنید.
- AR یا واقعیت افزوده دنیای دیجیتال و فیزیکی را در هم میآمیزد.
- و VR یا واقعیت مجازی فراتر از واقعیت افزوده است و یک محیط کاملا مجازی ایجاد میکند که از طریق دستگاههای خاص قابل دسترسی است.
Metaverse ترکیبی از عناصر چندگانه فناوری – از جمله واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و ویدئو – است که در آن کاربران در یک جهان دیجیتال “زندگی میکنند”. فوربس متاورس را به عنوان برخورد بین دنیای فیزیکی و دیجیتال تعریف کرده است. زمانی که VR و AR شکاف بین دنیای فیزیکی و مجازی را برای تعاملات صمیمانه پر میکنند.

در چنین محیطهای مبتنی بر بلاک چین، کاربران میتوانند زمین مجازی و سایر داراییهای دیجیتالی مانند لباس برای آواتارها را در قالب یک دارایی رمزنگاری به نام توکن غیرقابل تعویض (NFT) خریداری کنند.
برندها از فضای متاورس برای تعامل بیشتر با مخاطبین و مشتریان استفاده میکنند. تبلیغ برندها در Metaverse از طریق بیلبوردهای مجازی، میزبانی رویدادهای تحت حمایت مالی مجازی، و حتی ارائه محصولات مجازی در مراکز خرید مجازی است.
فروش برخی از محصولات مجازی به صورتNon-Fungible Token است. یعنی یک محصول مجازی به طور انحصاری طراحی شده و به صورت توکن NFT به یک شخص خاص فروخته میشود. برخی از محصولات مجازی انحصاری و برخی غیرانحصاری است.
مدیران فناوری مانند مارک زاکربرگ یا ساتیا نادلا بیان میکنند که متاورس آینده اینترنت است هر چند فعلا در حد سرگرمی و یک بازی ویدیویی است. یا شاید این یک نسخه بسیار ناراحت کننده و بدتر از Zoom است؟ گفتنش سخته
تا حدی، صحبت در مورد معنای «متاورس» کمی شبیه بحث درباره معنای «اینترنت» در دهه 1970 است. بلوک های سازنده شکل جدیدی از ارتباطات در حال ساخت بودند، اما هیچ کس واقعا نمی توانست درک کند واقعیت چگونه خواهد بود. بنابراین، در حالی که در آن زمان «اینترنت» در حال آمدن بود، اما هر تصوری از اینکه چگونه به نظر می رسد و در آینده چه اتفاقاتی خواهد افتاد اصلاً قابل تصور نبود.
از سوی دیگر، تبلیغات بازاریابی زیادی نیز در این ایده از متاورس وجود دارد. فیس بوک، به ویژه، پس از اقدام اپل برای محدود کردن ردیابی تبلیغات، در یک جایگاه آسیب پذیر قرار دارد. غیرممکن است که چشم انداز فیس بوک از آینده ای را که در آن همه یک کمد لباس دیجیتالی دارند از این واقعیت که فیس بوک واقعاً می خواهد از فروش لباس های مجازی درآمد کسب کند، جدا کرد.
به طور جدی، “Metaverse” به چه معناست؟
برای کمک به شما در درک میزان مبهم و پیچیده بودن یک اصطلاح “متاورس”، در اینجا تمرینی وجود دارد که باید امتحان کنید: به طور ذهنی عبارت “متاورس” را در جمله با “فضای مجازی” جایگزین کنید. نود درصد مواقع، معنی اساساً تغییر نمی کند. به این دلیل که این اصطلاح واقعاً به هیچ نوع خاصی از فناوری اشاره نمیکند، بلکه به تغییر گستردهای در نحوه تعامل ما با فناوری اشاره دارد. و این کاملاً ممکن است که خود این اصطلاح در نهایت به همان اندازه کهنه شود، حتی با رایج شدن فناوری خاصی که یک بار توضیح داده شد.
به طور کلی، فناوریهایی که متاورس را تشکیل میدهند میتوانند شامل واقعیت مجازی باشند – که با جهانهای مجازی پایدار مشخص میشود که حتی زمانی که شما بازی نمیکنید به وجود خود ادامه میدهند – و همچنین واقعیت افزوده که جنبههای دنیای دیجیتال و فیزیکی را با هم ترکیب میکند. با این حال، نیازی نیست که آن فضاها منحصراً از طریق VR یا AR قابل دسترسی باشند. یک دنیای مجازی، مانند جنبههایی از Fortnite که میتوان از طریق رایانههای شخصی، کنسولهای بازی و حتی تلفنها به آن دسترسی پیدا کرد، میتواند متاثر باشد.

همچنین به اقتصاد دیجیتال ترجمه میشود، جایی که کاربران میتوانند کالا ایجاد، خرید و فروش کنند. و در دیدگاههای ایدهآلیستی متاورس، قابلیت تعامل دارد و به شما امکان میدهد آیتمهای مجازی مانند لباس یا اتومبیل را از یک پلتفرم به پلتفرم دیگر ببرید. در دنیای واقعی، می توانید یک پیراهن را از مرکز خرید بخرید و سپس آن را در سینما بپوشید. در حال حاضر، اکثر پلتفرمها دارای هویتهای مجازی، آواتارها و موجودیهایی هستند که فقط به یک پلتفرم مرتبط هستند، اما متاورس ممکن است به شما امکان ایجاد شخصیتی را بدهد که بتوانید آن را در همه جا به آسانی که میتوانید عکس نمایه خود را از یک شبکه اجتماعی کپی کنید، بسازید.
تجزیه معنای همه اینها دشوار است زیرا وقتی توصیفاتی مانند توضیحات بالا را می شنوید، پاسخ قابل درک این است: “صبر کنید، آیا این امکان قبلا وجود نداشته است؟” برای مثال World of Warcraft یک دنیای مجازی دائمی است که در آن بازیکنان می توانند کالاها را بخرند و بفروشند. Fortnite تجربیات مجازی مانند کنسرتها و نمایشگاهی دارد که در آن ریک سانچز میتواند درباره MLK Jr بیاموزد. میتوانید هدست Oculus را ببندید و در خانه مجازی شخصی خود باشید. آیا این واقعاً همان چیزی است که “متاورس” نامیده میشود؟ یا فقط چند نوع جدید از بازی های ویدئویی است؟
خوب، جواب سوال چیه، هم بله و هم نه. گفتن اینکه Fortnite “متاورس” است، کمی شبیه به این است که بگوییم گوگل “اینترنت” است. حتی اگر از نظر تئوری بتوانید زمان زیادی را در Fortnite صرف کنید، معاشرت کنید، چیزهایی بخرید، یاد بگیرید و بازی کنید، این لزوماً به این معنی نیست که کل محدوده متاورس را در بر میگیرد.
از سوی دیگر، همانطور که میتوان گفت که گوگل بخشهایی از اینترنت را میسازد – از مراکز داده فیزیکی گرفته تا لایههای امنیتی – درست است که بگوییم اپیک گیمز خالق Fortnite در حال ساخت بخشهایی از متاورس است. و این تنها شرکتی نیست که این کار را انجام می دهد. برخی از این کارها توسط غولهای فناوری مانند مایکروسافت و فیسبوک انجام خواهد شد – که اخیراً به متا تغییر نام داده است تا این کار را منعکس کند، اگرچه ما هنوز کاملاً به این نام عادت نکردهایم. بسیاری از شرکتهای مختلف دیگر – از جمله انویدیا، یونیتی، روبلکس و حتی اسنپ – همگی روی ساخت زیرساختهایی کار میکنند که ممکن است به متاورس تبدیل شود.
در این نقطه است که بیشتر بحث ها در مورد آنچه متاورس مستلزم آن است شروع به توقف می کند. ما درک مبهمی از چیزهایی داریم که در حال حاضر وجود دارند و میتوانیم آنها را متاورس بنامیم، و میدانیم کدام شرکتها روی این ایده سرمایهگذاری میکنند، اما هنوز نمیدانیم چیست. فیس بوک متأسفانه هنوز آن را به درستی درک نکرده است – فکر می کند که شامل خانه های مجازی می شود که می توانید همه دوستان خود را برای حضور در آن دعوت کنید. به نظر می رسد مایکروسافت فکر می کند که میتواند شامل اتاقهای جلسه مجازی برای آموزش و استخدامهای جدید یا گپ زدن با همکاران از راه دور شما شود.
زمینههای این دیدگاهها از آینده، از خوشبینانه ترین حالت که واقعیت دارد شروع شده و تا بیان داستانهای تخیلی ادامه دارد. در یک نقطه در طول … ارائه … متا در متاورس، این شرکت سناریویی را نشان داد که در آن یک زن جوان روی کاناپه خود نشسته است و در اینستاگرام می چرخد و ویدیویی را می بیند که یکی از دوستانش از کنسرتی که در مکانی دیگر از جهان برگزار می شود ارسال کرده است.
سپس این ویدئو به کنسرت میرسد، جایی که زن در یک هولوگرام به سبک انتقام جویان ظاهر میشود. او میتواند با دوستش که از نظر فیزیکی آنجاست تماس چشمی برقرار کند، هر دو میتوانند کنسرت را بشنوند، و میتوانند متن شناور بالای صحنه را ببینند. این به نظر جالب می رسد، اما واقعاً یک محصول واقعی یا حتی یک محصول احتمالی آینده را تبلیغ نمیکند. در واقع، این ما را به بزرگترین چالش با “متارورس” روبرو میسازد.
چرا متاورس شامل هولوگرام می شود؟
هنگامی که اینترنت برای اولین بار در دنیا اجرایی شد، با یک سری از نوآوریهای فناوری شروع شد، مانند توانایی اجازه دادن به رایانه ها با یکدیگر در فواصل طولانی صحبت کنند یا توانایی پیوند از یک صفحه وب به صفحه دیگر. این ویژگیهای فنی بلوکهای سازندهای بودند که سپس برای ساختن ساختارهای انتزاعی که ما اینترنت را با آنها میشناسیم استفاده شد: وبسایتها، برنامهها، شبکههای اجتماعی، و هر چیز دیگری که بر آن عناصر اصلی متکی است. و این به معنای همگرایی نوآوریهای رابط است که به طور اکید بخشی از اینترنت نیستند، اما همچنان برای کارکرد آن ضروری هستند، مانند نمایشگرها، صفحهکلیدها، ماوسها و صفحهنمایشهای لمسی و غیره.
در متاورس برخی از بلوکهای ساختمانی جدید وجود دارد، مانند توانایی میزبانی صدها نفر در یک قالب از یک سرور (در حالت ایدهآل، نسخههای آینده متاورس قادر خواهند بود هزاران یا حتی میلیونها نفر را به طور همزمان مدیریت کنند). یا ابزارهای ردیابی حرکت که میتوانند تشخیص دهند که شخص به کجا نگاه میکند یا دستانش کجاست. این فناوری های جدید می توانند بسیار هیجان انگیز و آینده نگرانه باشند.
با این حال، محدودیت هایی وجود دارد که ممکن است غلبه بر آنها غیرممکن باشد. وقتی شرکتهای فناوری مانند مایکروسافت یا فا متا ویدیوهای تخیلی از چشماندازهای آینده خود را نشان میدهند، اغلب تمایل دارند نحوه تعامل مردم با متاورس را پنهان کنند. هدستهای واقعیت مجازی هنوز هم بسیار زمخت هستند و اکثر افراد در صورت استفاده طولانی مدت، دچار بیماری حرکت یا درد فیزیکی میشوند. عینکهای واقعیت افزوده با مشکل مشابهی روبرو هستند، علاوه بر این مسئله نه چندان مهم در مورد اینکه چگونه مردم میتوانند آنها را در مکانهای عمومی استفاده کنند، بدون اینکه غیر عادی به نظر برسند.
بنابراین، چگونه شرکتهای فناوری ایده فناوری خود را بدون نشان دادن واقعیت هدستهای حجیم و عینکهای تیره به نمایش میگذارند؟ به نظر می رسد تا کنون راه حل اصلی آنها ساختن فناوری تورهای هولوگرافی باشد که پرده تقریباً شفاف متشکل از چراغهای LED است که تصاویر را در رنگهای مختلفی نمایش میدهد. این LEDها برای ایجاد تصاویری تهیه شدهاند که جلوهی سه بعدی ایجاد میکنند.. زن هولوگرافیک از ارائه متا؟ اما حتی با نسخه های بسیار پیشرفته فناوری موجود این کار به سادگی امکان پذیر نیست.
برخلاف آواتارهای دیجیتال ردیابی شده، که در حال حاضر به نوعی شرور و بدجنس هستند، اما میتوانند روزی بهتر شوند، هیچ نسخهای از ایجاد یک تصویر سهبعدی در هوا بدون شرایط کاملاً کنترلشده وجود ندارد. مهم نیست مرد آهنی به شما چه می گوید. شاید منظور این باشد که اینها به عنوان تصاویری که از طریق عینک پخش می شوند تفسیر شوند – هر دو زن در ویدیوی نمایشی عینک مشابهی دارند – اما حتی این موضوع نیز در مورد قابلیت های فیزیکی عینک های جمع و جور فرض می شود که اسنپ میتواند به شما بگوید این عینک نیست. مشکل ساده برای حل این نوع پنهان کردن واقعیت اغلب در دموی ویدیویی از نحوه عملکرد متاورس وجود دارد. یکی دیگر از دموهای متا کاراکترهایی را نشان میدهد که در فضا شناور هستند – آیا این شخص به یک دکل هوایی غوطهور بسته شده است یا فقط پشت میز نشسته است؟ شخصی که با هولوگرام نشان داده می شود – آیا این شخص هدست دارد و اگر دارد چگونه صورتش اسکن می شود؟ و در نقاطی، شخص آیتم های مجازی را می گیرد اما سپس آن اشیاء را در دستان فیزیکی خود نگه می دارد.
با این حال، این نوع نمایشهای بصری مبتنی بر تخیل، ما را در جایی قرار میدهد که تشخیص اینکه کدام جنبه بینشهای مختلف متاورس واقعاً روزی واقعی خواهند بود، دشوار است. اگر هدست های واقعیت مجازی و واقعیت افزوده به اندازه کافی راحت و ارزان شوند تا مردم بتوانند به صورت روزانه آن را بپوشند – یک “اگر” قابل توجه است – شاید ایده یک بازی پوکر مجازی که در آن دوستان شما رباتها و هولوگرامها هستند و در فضا شناور هستند، میتواند تا حدودی نزدیک باشد. واقعیت در غیر این صورت، همیشه میتوانید شبیهساز رومیزی را در تماس ویدیویی Discord بازی کنید.
پر زرق و برق بودن VR و AR همچنین جنبههای مادیتر متاورس را که احتمالاً به ثمر مینشیند پنهان میکند. اختراع یک استاندارد آواتار دیجیتال باز برای شرکتهای فناوری بسیار ساده است، نوعی فایل که شامل ویژگیهایی است که ممکن است در یک خالق شخصیت وارد کنید – مانند رنگ چشم، مدل مو، یا گزینههای لباس – و به شما اجازه میدهد آن را همه جا ببرید. . برای این کار نیازی به ساخت هدست واقعیت مجازی راحت تری نیست.
به طور کلی متاورس یکی از مهمترین لغاتی است که نه تنها به واژه نامهها وارد شده است، هر روز هم خبرهای جدید و مهیجی در مورد آن به گوشمان میرسد و فیلم های متاورسی خیلی سریع در شبکههای اجتماعی وایرال میشوند. همان دنیا یا اکوسیستمی که به کاربران اجازه میدهد به شکل آواتار در یک محیط سه بعدی و در فضای ابری با یکدیگر تعامل داشته باشند. دنیای متاورس به عنوان یک محیط دیجیتال عمل میکند، اما جنبههای “واقعی” خاصی هم دارد: هویتهای فردی، توکنهای دیجیتال، رمز ارزها و مهمتر از همه حضور فزاینده و رو به رشد محصولات.
متاورس آنقدر در همه جا نفوذ کرده است و اهمیت خود را نشان داده است که هر شبکه و رسانهای حداقل یک بار در مورد این موضوع صحبت کرده است. خیلی از کانالها و رسانهها بخش جداگانهای را به این موضوع پرداختهاند و افراد مهم و اینفلوئنسرها به متاورس و چگونگی ساز و کار آن میپردازند. مثلا Forbes یک ستون جداگانه در مورد متاورس را با کتی هاکل، آیندهپژوه مشهور فناوری و استراتژیست متاورس آغاز کرده است.
جستجو در مورد متاورس هم بسیار بالا است؛ metaverse تا به حال میلیونها بار در گوگل جستجو شده است. میزان جستجوی “metaverse” بیش از ۷۴ هزار بار در ماه است که این مقدار از اکتبر ۲۰۲۱ روند صعودی شدیدی گرفته است. در واقع از بیش از ۴۶ هزار جستجو در سپتامبر به بیش از ۴۰۹ هزار جستجو در اکتبر رسیده است.
این آمار برای “متاورس” نیز از ۲۴۰۰ جستجو در ماه اکتبر به ۱۸۱۰۰ جستجو در نوامبر ۲۰۲۱ رسیده است. همچین برای هشتگهای #metaverse و #متاورس نیز به ترتیب بیش از ۸۹۳ هزار و ۴۶ هزار پست منتشر شده است.